|
به چه کسی باهوش می گوئیم؟
کسی که معلومات زیادی دارد؟
ولی ما کامپیوتر را به خاطر داشتن اینهمه اطلاعات باهوش نمی دانیم.
کسی که سرعت عمل دارد؟
سریع بودن الزاما معنای هوش نمی دهد.
به گمان من با کمی تسامح شاید بشود گفت کسی که از بالا نگاه می کند ( کلی نگر است ) را می توان باهوش نامید.
یعنی آدمی که فقط نوک دماغش را نمی بیند و مسائل را در کلیت آن نگاه می کند.
حالا نمی دانم چطور از اینجا می توانم بپرم به بحث « شادی »
اگر کسی باهوش است پس حتما آنقدر هم باهوش هست که بتواند زندگی اش را طوری بسازد که شادمانه و رضایت بخش باشد. یعنی آنقدر باهوش هست که هم مفید باشد و هم از زندگی اش لذت ببرد.
اگر کسی نتواند با جهان کنار بیاید یعنی آنقدر باهوش نیست که زبان جهان را بفهمد. شاید آن پیرمرد روستایی ساده دل ، باهوشتر است که پارادایمی را یافته تا بتواند سرخوشانه زندگی کند. کاری که خیلی ها با کلی ثروت و مدرک و تلاش ، نتوانسته اند.
البته که حساب لودگی و شادی های سطحی از این شادی جداست. یعنی هرکس هم که شاد باشد لزوما باهوش نیست. اما آن احساس رضایتی که در شادی تجلی پیدا می کند ( و شاید اسم دیگرش خوشبختی است ) چیزی نیست که بشود به این سادگی از کنارش گذشت.
پس می شود گفت که کسی که شاد نیست حتما آنقدر هوشمند نبوده است که بتواند راهی برای رضایت درونی و دلیلی برای لبخند زدن پیدا کند.
اگر شاد نیستی ، یعنی به اندازه ی کافی باهوش نیستی.
برای همین است شاید که ویل دورانت می گوید: شادی از خرد عاقلتر است
|